درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • کد حمایتی رادیو جوان
مطالب اخیر
  • غریبی نکن!
  • سال نو مبارک !
  • برنامه سندس فرزاد حسنی
  • اینم از انتخابات رادیو جوان
  • انتخابات...
  • سالروز رای دادن من!!
  • من رای می دهم ، تو چطور ؟
  • همین جا رادیو جوان
  • خاطراتم در حرم امام رضا
  • اخبار روز...انتخابات
  • امام رضا طلبید
  • پایان رفاقت همینجاست
  • ...نقطه سره خط.
  • عزیزم تولدت مبارک
  • بازار سیاه صدا و تصویر
  • این اما مهمه
  • آلبوم عکس جدید...
  • دلم گرفته , سخته
  • صدای اذون داره میاد
  • اره امام رضا حسابی حسودیم شد
  • دردو دل های ناگفته!!!
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • ۱۳۸٧/۱/۱٠
  • ۱۳۸٦/۱٢/٢٥
  • ۱۳۸٦/۱٢/۱۸
  • ۱۳۸٦/۱٢/۱۱
  • ۱۳۸٦/۱٢/٤
  • ۱۳۸٦/۱۱/٢٧
دوستان من
  • پرستاری وبیماری ها
  • زمان بی کرانه، ايران جاودانه ... اکرنه
  • روانشناسي_مشاوره خانواده
  • حرفهای یک دل
  • پاییز طلایی
  • پرستو
  • تمنا--فائزه مشهد
  • مرتضی جلالی
  • به سراغ من اگر می آیید
  • ناخدا
  • رویای نیمه تمام
  • عشق یووه
  • صالح کلیپ
  • cloudy-eyes
  • نازنين-امید
  • حــــــــــــــرف های نـــگــفــتــه
  • عشق پنهان
  • آوای بی صدا
  • بوی سیب
  • در بــــــــــــــــــه در
  • من نه منم (ماهان)
  • دل نوشته های بهار
  • آری آغاز دوست داشتن است
  • به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت
  • شب خاموش
  • پرستوی آرزوها
  • صداهای آشنا
  • .::بروبچ خوش تیپ::.
  • آرامش خیال
  • کافه گزارش
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



محمد جواد عبدی - رادیو جوان
دست نوشته های یک پسر
غریبی نکن!
نویسنده: - ۱۳۸٧/۱/۱۳

غریبه توی غربت نگو چی شد محبت...

روزگار اونم توی این شهر با این همه غریبی سخته اما دلمون خوشه که یک روزی برمیگردیم خونمون پیش کلبه های مهربونی پدر و مادرمون

 

خــــــــــــــــــــــــــدا

 

نظرات ()



سال نو مبارک !
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/٢٩
نظرات ()



برنامه سندس فرزاد حسنی
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/٢۸

بدون شرح !

 عکس محمد جواد عبدی

نظرات ()



اینم از انتخابات رادیو جوان
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
نتایج نهایی شمارش آراء اولین دوره انتخابات هیئت مدیره حلقه وبلاگ نویسان رادیو جوان بدین شرح اعلام می گردد :  اعضاء اصلی :                                   آراء1.  محمد جواد عبدی                           502.  زهره بهتاج                                    483.  مریم مقنی پور                               394.  الهه آرانیان                                   385.  ارکیده هاشمی                             376.  فاطمه کوچکی                              257.  ستاره نجف آبادی                          24اعضاء علی البدل :                           آراء1.  رعنا شمس                                232.  نیلوفر قاسمی                             223.  نگار ممتازیان                               184.  ریحانه سادات یاسینی                  18 

پیام دکتر شهرام گیل ابادی مدیریت رادیو جوان به مناسبت انتخابات حلقه ی وبلاگ نویسان رادیو جوان

 نویسنده: گیل آبادی پنجشنبه 23 اسفند  1386     ساعت: 12:17 بسم الله

سلام

خدا رو شکر که حلقه داره به بلوغ خودش نزدیک می شه...
کاش اسامی شهرستانهای انتخاب شده ها هم می نوشتید...
من به نیابت از همه ی دوستان شهرستانی حلقه تو جلسه شرکت کردم...

به همه ی حلقه ی ها تبریک می گم جلسه ی خوبی بود ...

به هیت موسسین هم تبریک می گم .
به بچه هایی که صدای حلقه شدن هم تبریک می گم .
 تاوقتی مسولیت نداشتید فقط خودتون بودید اما الان شما باید حلقه ی وب .و بهتر بگم باید همه باشید .

همه بودن یعنی گذشتن از خود برای دیگران ..... راستی خیلی سخته مگه نه ؟

مجلس شورا هم تمام شد من رای دادم.
نظرات ()



انتخابات...
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/٢٢

تکیه بر عدالت اساسی ترین اصل یک حرکت الهی است. همه کسانی که نانشان در بی عدالتی است ؛ با عدالت دشمنند.


۵+۶
جبهه متحدین اصولگرایان

 

فقط همین !!!

نظرات ()



سالروز رای دادن من!!
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/٢٠

وقتی بچه بودم. با بابام میرفتم رای می دادم. رئیس جمهور مجلس و و و با خودم اونجا میگفتم : بابا داره کیا رو مینویسه؟ برای چی می نویسه ؟ اونا اصلا کی بودن ؟

...شاید اون لحظه توی ذهنم این موج میزد اونایی که کاندید شدن آدم های خواصی هستن و نمیشه اونا رو از نزدیک دید یا خیلی فرق دارن با ما آدمهایی که رای میدیم...
حالا که بزرگ شدم و روز اولی که رای دادم قشنگ چهار سال پیش برای انتخابات مجلس بود. روز انتخابات مجلس هشتم برابر با سالروز تولد رای دادن من توی مملکتم بود...توی همین روزا کاندید شدم برای هیئت مدیره رادیو جوان...پس میشه هم زمان کاندید شدن و رای دادن رو توی یک جای مهم حس کرد...

نظرات ()



من رای می دهم ، تو چطور ؟
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/۱٥

 

انتخاب هئیت مدیره حلقه وبلاگ رادیو جوان :

http://i28.tinypic.com/qp5qau.gif

http://i26.tinypic.com/243keie.gif 


اصل خبر در سر خط خبر های رادیو جوان 

 

________________________________________

کد حمایتی از رادیو جوان

________________________________________ 

اولین سایت خبری رادیو در ایران،

با همکاری گروه تمپفا و فرکانس برتر رادیو جوان

به زودی فعالیت خود را آغاز میکند!

نشانی: رادیو نیوز (http://radionews.ir/)

نظرات ()



همین جا رادیو جوان
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/۱٤

مقدمه : وقتی مرا به زندان می بردن, گفتم : دستانم را باز بگذارید تا خاطراتم را بنویسم, دستانم که هیچ پاهایم را هم بستن, زبانم را بریدن, و چشمانم را از نور گرفتن.  (دست نوشته های محمد جواد عبدی)

 

 همین جا : ساعت 1:30 دقیقه به ساختمان شهدای رادیو رفتم...درون سالن به دنبال (دوست) از آن اتاق به آن اتاق و دست آخر, آخرین اتاق. گفتن بشین, صندلی سبز را دیدم نشون به اون نشون که زیر پات علف سبز شد خبرت میکنیم.

در جواب شنیدم : باش تا صبح دمت......مرغ سحر خیز کجایی؟

قرار ما صبح بود که ظهر رفتیم...

 در هر صورت ببخشان ما را......................برایتان آرزوی موفقیت میکنم.

نظرات ()



خاطراتم در حرم امام رضا
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/٩
دوباره باز هم امام رضا...کاش همه خاطرات زندگیم اول و آخرش امام رضا می داشت.
چند شب پیش داشتم پیاده برمیگشتم از حرم آقا...فکر کنم ساعت 11:30 شب بود. فقط صدا رد شدن ماشین ها میومد.
تنها بودم جلویم پیرمردی که بسیار خسته و آروم راه می رفت. بر روی پشتش کیسه ای بزرگ بود کمی نزدک شدم تا ببینم چی درون کیسه اش دارد...

شب تمام شد...

فردا دوباره توی حرم با کسی که نمیدونم کیست و کجاست قرار گذاشتم. فقط صدایش را شنیدم. تخیلم برای چهره اش سخته است اما ایمانش می تواند برایم تجسم خوبی باشد.
سرکار نه منتظرش ماندم...انگار قرار نبود ببینمش چون چند باری هم قرارکی داشتیم.
حرم شلوغ، بازهم وقت، وقت نماز بود.
در طول روز هایی که از سفر اولم برگشته بودم آنقدر خسته و کلافه و در گیر سفر های دوم شده بودم که دیگر نای حرف زدن و راه رفتن را نداشتم.

ظهر تمام شد...

تمام کارهایی را که باید میکردم با سرعت انجام دادم اما...برای پدرم نتوانستم کاری کنم. قرار بود همون ساعت برم خونه یکی از آشنا ها اما اون قرار (قراره سکوت) جایی برای پدر نگذاشت.

شب شد...

پدرم نگاهم کرد. چه بگویم که باز هم غرورم نگذاشت...
شب ها همیشه غم سراغم می آید.
همه خود درد من وبودن گمان کردم که همدردن.........
نظرات ()



اخبار روز...انتخابات
نویسنده: - ۱۳۸٦/۱٢/۸

قاطی بشیم یا نشیم ؟


داغ داغ : این روزا انتخابات خوب داره سرو صدا میکنه به خصوص گروه های مختلفی که همیشه در انتخابات شکست می خوردند.
چپ یا راست فرقی نداره...
 
این وسط فقط نمی دونم چرا بعضی ها هنوز که هنوز ول کن این نظام و مردمش نیستن و با حزب های مختلفی و یا اینکه ساختن یک گروه واسه خودشون تازه دارن سفره دلشون رو باز میکنند...
 
زیاد قاطی نمیشیم. چون هر کسی را بهر کاری ساختن...اومدم فقط بگم رای رو یادتون نره حداقل سفید بدید تا حرمت خون شهدا رو نگه داشته باشیم.
 
پیروی خط رهبر باشید...یا علی

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »